مرتضى راوندى

132

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىدانست و دست ايشان را بازگذاشته بود . » « 1 » شك نيست كه حملهء چنگيز و بازماندگان او ، اقتصاد نيمه‌جان ايران را به ورشكستگى سوق داد ؛ زيرا در جريان اين جنگهاى خونين ، كشاورزان و زمينهاى زراعتى و باغهاى آنان ، دستخوش نهب و غارت مىشدند ، و محترفه و پيشه‌وران و صنعتگران را نيز از زادوبوم خويش به نقاط موردنظر اجبارا كوچ مىدادند . به اين ترتيب ، با حملهء مغول ، صنعت و كشاورزى ايران به كلى فلج گرديد . با اين حال ، « علىرغم ويرانيهاى عظيمى كه فتوحات مغولان در كشورهاى آسيا و اروپا به بار آورده بود ، مناسبات بازرگانى ميان ممالك مزبور قطع نشد . فاتحان ، از لحاظ نظامى و سوق - الجيشى ، راههاى مناسب ساخته شبكهء وسيعى از مراكز پستى ( يام ) احداث كردند . كاروانها نيز از اين راهها استفاده كرده ، بخصوص از ايران به چين و بالعكس ، آمدوشد مىنمودند . خانان بزرگ مغول نفع خويش را در حمايت از تجارت كلى كاروان كه در دست شركتهاى بزرگ تجارى مسلمان ايرانى و خاورميانه‌اى بود مىدانستند و اعضاى اين شركتها را « شريك » مىناميدند . خانهاى بزرگ ، بويژه او كتاى ، با كمال ميل ، در شركتهاى مزبور سرمايه‌گذارى كرده و از ايشان حمايت مىكردند . كار اين شركتها تجارت كلان بين المللى بود . منسوجات گرانبها و اشياء تجملى را كه بيشتر مورد نياز اعيان و بزرگان بود ، خريد و فروش مىكردند . » « 2 » به اين ترتيب ، پس از حملهء مغول ، آن دسته از بازرگانان ايرانى كه با سران مغول در فعاليتهاى تجارى همآهنگى و همقدمى مىكردند ، كمابيش ، منتفع و بهره‌مند مىشدند ولى كشاورزان يعنى اكثريت مردم ، از لحاظ اقتصادى ، وضع دلخراشى داشتند و سنگينى بار ماليات و مظالم مستمر فئودالها و سران مغول ، كمر آنها را خرد كرده بود . خراسان در نيمهء اول قرن هفتم ، وضع خاصى داشت . « جنتمور ، نخستين حاكم مغول ، وظيفه‌دار بود تا بتواند از مردم محل ، پول و اموال پربها و محصولات بيشترى اخذ كند و وصول منظم ماليات و خراج را تأمين نمايد . جنتمور مردم را بيرحمانه شكنجه و مجبور مىكرد محل اموال خويش را نشان دهند . وى به منظور ايجاد دستگاه ادارى و بخصوص مالياتى ، مأموران محلى و ايرانى را به خدمت خود جلب كرد . جنتمور و جانشينان وى ، در مقابل خان مغول ، مسؤول وصول مرتب مالياتها و خراج و ارسال آن به خزانهء خان بودند . اين امر فقط در صورتى امكان‌پذير بود كه ماليات گزافى بر اهالى وضع شود ولى نه به نحوى كه ماليات دهنده را به كلى از هستى ساقط و فقير كند يا بديگر سخن ، ميزان ماليات طورى باشد كه لااقل زارع قادر باشد ، پس از پرداخت آن ، مجددا به زراعت پردازد . حكام خراسان اقداماتى به عمل آوردند تا شهرها و دهكده‌هايى كه در دوران هجوم مغولان ويران شده بود احياء گردد ؛ مثلا گرگوز ، جانشين جنتمور ، طوس را احياء و مقر حكومت خويش ساخت . هرات نيز احياء شد . حكام خراسان و فئودالهاى مغول كه در زمرهء اطرافيان وى بودند ، با فئودالهاى اسكان يافتهء محلى كه از قتل و غارت مغولان جان بدر برده بودند ، نزديك

--> ( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا سدهء هجدهم ، پيشين . ص 327 - 325 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 332 .